تبليغاتX
سنجا ق
نورواره و ذهن واره هایم

 

گنجشک خیره گی ام را

پاره می کند

و به آبی می دوزد

سنگ خشن می شود

و من نیز.

میم.الف

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

یک در بسته

حسرت های فرا زمان

دروغ های اشک آلود،

دیگر

بر نمی گردم.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

آسوده،

خیال یک اندیشه،

تنی شاید

گواه بودن،

این منم.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

دور،دور

دورتر

سکونِ یک خلاء

شگفت انگیز

زیبا

ودور.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

آزمودم

لحظه های خلوص

لبریز واره گی

بی نهایتِ پیوند خورده

با دور

او،بر من آزمود،

مجید.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

گفتگوی

آرزوی دلتنگی

چه غریب،

دستانی خنک

شاتوت های حیاط خانه مان

رنگ شب

آسمان شب تر،

و من.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

تو،پاک

در پستی زمین

در جستجوی آبی ی

دور

از دست رفته.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 7  توسط مهرداد | 

خاصیت علف

من،

جلوه های تو

ورود،

به یک بیزاری.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط مهرداد | 

آری

آشفته،ویران

تنه های جلبک زده

پاهایم خیس

در آستانه

تو،زیباتر

چشمانم خیس تر.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

سبز گشتم

از اندوه یک دشت

راه رفتم

در اندوه یک امتداد

یک خاکسپاری

از برای

یک بودن.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط مهرداد |