تبليغاتX
سنجا ق
نورواره و ذهن واره هایم

من

و یک شتر

پیاده ایم،

بر زمین.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

پا برهنه

پر از کلمه،

اولین برف

کاغذ های سفید،

تلالو ناب قلب من.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط مهرداد | 

لطافت عشق

برف سپید

باد سیاه

لباس خشک بندرخت،

یک زن.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط مهرداد | 

حضور تو

قرمز،

جلوه ی ماه،

هماره سیال.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط مهرداد | 

وسعت چمنزار سبز

برف سفید،

آوازهای تو

قلب من.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 14  توسط مهرداد | 

صخره ،

حفره ای در مسیر

سنجاقک بود.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

آری،

او راست

می گفت...

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 17  توسط مهرداد | 

و تولدی دیگر

از آشوب زمان جهید

جهان زیباتر شد

ومن پر از آشوب.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط مهرداد | 

و تو آرمیده ای

در یک خواب ِ

پر از حسرت،

و من

در حسرت خوابم

پر از حسرت.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط مهرداد |