تبليغاتX
سنجا ق
نورواره و ذهن واره هایم

در آفاق دوردست

پاره ابرهایی یافته بودم،

که همه به یک سو

می رفتند.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

برای او که

نهفته در

ژرف ترین نهان گاه دلم.

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط مهرداد | 

خنده ات

مرا

از آشوب می رهاند.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط مهرداد | 

رنگینه ای متحرک

سبزه زاری شوم

آفتابی سوزان.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

نمی دانم چرا

انارهای آبی ام

در تو

گم شد،

هنوز می جویمشان.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد | 

آلبالو های سرخ

آفتاب سوزان

گردشِ خاطره.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 21  توسط مهرداد | 

شب

چون بالاپوشی روی شانه هایم،

و اسطوره ی تو.

 

میم.الف

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط مهرداد |